خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان ،
نگرانی های شبانه مان ،
وسط زخم های دلمان …
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم …

یک اتفاق خوب بیفتد
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونه که یک اتفاق خوب
همین الان ؛
همین ساعت ؛
همین حالا ؛
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند و
غروب همه غصه هایمان باشد
طلوعی که غروبش همیشه خیر است…

خدایا
کمی
“پایان خوش”
می خواهم
برای این روزهایم